1397/03/03 | عضویت | ورود | ارتباط با ما | در باره ما | بازار تئاتر      
 
   
 
 
  چاپ     پسندیده شده:(0 )   تعداد بازدید :(145 )
گفتگوی محمود رضا رحیمی با خبرنگار بازار تئاتر :بنده اصلا با زندگی هنریم شوخی ندارم

محمود رضا رحیمی ،نویسنده،مدرس و کارگردان تئاتر ایران که به تازگی اجرای نمایش "دایره گچی قفقازی" را در سالن سایه تئاتر شهر به پایان رساند ،درباره این نمایش به خبرنگار بازار تئاتر گفت:این تئاتر بعداز ۴-۵سال دوری از کار انجام شد.البته دوستان عزیزی پیشنهاد کردند تا کار با سه چهار نفر که حداقل یک سلبریتی داشته باشد انجام شود.ولی وقتی این جدیت همیت وکوشش بچه ها را دیدم متوجه شدم اینها همانهایی هستند که من میخواهم.بسیار مجدانه وتحت هر شرایطی کار وتمرین میکردند و سر ساعت در تمرین حاضر میشدند وکارها را با خلاقیت  خود همراه میکردند.با توجه به اینکه این بچه ها تنها یک دوره ده ماهه درکارگاه گذرانده بودند اما بسیار مصمم وپر انرژی در کار حاضر  شدند.و زمانی که من این همه تلاش ویکدلی ومشارکت را دیدم به آنها اعتماد کرده وحاضر شدم بدون سلبریتی کار را روی صحنه بیاورم.که البته روی بروشورها بدون سلبریت را ذکر کردم که تماشاگر وقتی به تئاتر شهر می آید فکر نکند قطعا کار با سلبریت همراه بوده ودنبال شخص خاصی نباشد اما استقبال خارج از تصور ما حتی از شهرستانهای مختلف وبصورت متمادی بسیار ما را غافلگیر وشگفت زده کرد.حتی شبهایی که آن نقطه از شهر  دچار مشکل وشلوغ  بود وبه تماشاگر اجازه ورود نمیدادند ما حاضر برای اجرا بودیم واستقبال همچنان بینظیر بود.پس متوجه شدیم مردم دنبال تئاتر هستند.تئاتری خوب ومعیار محور و نه صرفا تجاری یعنی همان چیزی که  استاد مرحوم سمندریان بدنبال آن بودند.من دومتن در اختیار داشتم زبانشان رادوست داشتنی وملموس نبود ،یک ترجمه استاد سمندریان ودیگری ترجمه آقای موید پور ،که البته ترجمه استاد سمندریان بسیار وامدارترجمه آقای موید پور بود.ترجمه آقای موید پور بسیار فاخربود،در حالیکه زبان برشت زبان طبقه کارگر وکشاورزورعیت است وباید به سمت زبانی میرفتم ساده وسلیس که به مردم الان ما نیز نزدیک باشد. برشت بسیار جامع وخوب گرجستان را به قلم آورده بود بطوریکه انگار آنجارا دیده یا در آنجا زندگی کرده بود.بطور مثال تنگه جان گاتوآ،پل خراب،رودخانه سی یه را و گلهای سوسن که سمبل گرجستان هستند را آنچنان خوب به قلم کشیده بود که مخاطب آن را براحتی لمس واحساس میکرد.بخت و اقبال یار شد وترجمه انگلیسی اریک بنتلی را پیدا کردم،بسیار ساده وبدون ایهام که یک کار دانشجویی نیز بر اساس آن انجام شده بود.سختی کار آنجا بود که کار ۴ساعت نیمه را باید به ۱ساعت وبیست دقیقه تبدیل میکردم،
البته استاد سمندریان که دوبار این‌کار را تمرین کرده ومتوقف شده بود.بالاخره در سال ۷۷ با همان تایم ۴ساعتونیم وبا ۱۱۷بازیگر بروی صحنه برده بودند.
در ابتدا لباسهای گرجستانی توسط همسرم که طراح لباس هستند خانم (نازنین گودرزیان )را امتحان کردیم اما دیدیم بیشتر از اینکه چشم نواز باشند چشم آزارند ،والبته از اواخر قرن نوزده لباس جین لباس کارگرهاست.تنها کسی که لباس گرجستانی بر تنش کردیم راوی بود که البته جلوه خاصی هم داشت.
شاید به جرات بتوان گفت بسیاری از بازیگران خوب حاضر به این همه نقش وپذیرفتن شخصیت یکجا نیستند واینهمه حرکت ،موسیقی،رقص گرجستانی و تیپهای مختلف شخصیتی ،فضای خالی را مملو از چیزهایی کرد که برای تماشاچی جذاب بود وخلاءبی تجربگی این بازیگران، با تلاش و انرژی پوشیده شد.
رحیمی در باره  وضعیت جشنواره وبطور کلی تئاتر در کشور افزود:نباید بدین صورت بلیط فروخته شود .بنده کارت جایگاه ویژه را دارم اما هیچکدام از اجراها را ندیدم .چرا که کارت باید برای تمامی‌گروه من صادر میشد نه تنها بنده.اینهمه تماشاچی وایجاد فضای بسیار، آیا نباید کار همیدیگر را ببینیم؟ 
وقتی بنده مسئول بودم اول تمام شهرستانیهارا به داخل سالن وارد میکردم.بنده اصلا با زندگی هنریم شوخی ندارم ،حتی اگر دو روز بیکار باشم  به شهرستانی میروم و آنجا ورکشاپ برگزار میکنم.امکانات سخت افزاری در تئاتر شهرستان بسیارضعیف است.گاهی با مهتابی سالنی را روشن میکنند.گاهی به جهت ایرادها واشکالاتی بی اساس اجازه اجرا نمیدهند.بعضی از شهرها تنها مدرس تئاتری که دیدند ،بنده هستم.این در حالیست که استعدادهای بسیاری در عرصه تئاترداریم.و هنگامی که تئاتر بسمت تجاری شدن پیش میرود کشف این استعدادها مسدود می شود.استاد سمندریان بسیار تاکید بر تئاتر معیار داشتند.تئاتر تجاری نتیجه گراست در حالیکه هنر یک فر آیند است.ما اگر این روند را ترک نکنیم دیگرقدرت کشف استعدادهایی چون نوید محمدزاده نخواهیم داشت.تئاتر تجاری هیچ امکان دگر اندیشی به لحاظ خلاقیتهای بصری به تئاتر نمیدهد.
در خصوص رزیدنسیها در ایران افزود: رزیدنسی یعنی مکان،تمرین یک معقوله مکان محور هست.مانمی توانیم یک گروه را با تمرینش ببریم ،یک جا و بعد یک عده را بگوییم ،بیایند و آن تمرین راببینند. اساسا تمرین و اجرا در یک مکان اجرا می شود و اشکال در کشور ما این هست که گروه ها مکان تمرین ندارند ،پس به طبع ایجاد یک بخش به عنوان رزیدنسی دچار مشکل هست. رزیدنسی شش ماه وقت ورفت وآمد میخواهد،بدین صورت نیست که چند روز کار شود وبعد اجرا باشد.بنده درسال ۸۵ رزیدنسی را دریک روند یکساله تعریف کردم وبرخی از روسای امروز مخالفت کردند وحتی آموزش را هم که بنده مسوولیتش را داشتم بر نتابیدند.البته من خوشحال میشوم کار را جلو ببرند وحتی آموزش را هم راه اندازی کنند وکار رو به جلویی داشته باشیم.اگر همین روند تجاری بودن سینما وتئاتر راپیش ببریم قطعا سقوط خواهیم کرد وفرهنگ حتما لطمه خواهد خورد.باید بودجه تئاتر که قطره ای از فرهنگ سازی آن هم نیست را ارتقا دهیم.در خصوص بودجه شفاف سازی کنیم.حتی اگر از دوتا خواننده ویک سلبریت درآمد میلیاردی کسب شد باز هم در خود تئاتر هزینه شود.در تئاتر معیار سرمایه  گذاری شود. میانه ای وهنرجو باهم تعامل دارند ویک فرآیند بصورت مطلوب دنبال میشود.

گفتگو: نرگس اسفندیاری

 
   
منبع : بازار تئاتر
تاریخ : Jan 26 2018 12:00AM
ارسال شده توسط : علی صادقی خواه
 
کلمات کلیدی :
نظر کاربران    
ایمیل :
متن پیام :  
 
  تمامی حقوق این سایت متعلق به بازار تئاتر می باشد  
  ایده وطرح از Ali Sadeghikhah
اجرا و پشتیبانی توسط MRT  & DIAMOND